مؤلف مجهول
82
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
خوش « 1 » حالى هفتاد شوط كرد ، و پانزده سال مجاور بيت الحرام بود « 2 » و پانصد كس تربيت كرد و به كمال رسانيد . و خود از روح مقدس مطهر حضرت موسى كليم الله صلوات الرحمن عليه تربيت يافت اما بر قلب يوسف عليه السلام بود . روزى نشسته بود كه آوازى به گوش شيخ آمد كه : اى علامه مستعد باش كه دولت دوجهانى به تو تشريف مىآرد « 3 » . شيخ چون اين ندا بشنيد حيران شد كه زياده برين دولت كه من دارم چه دولت باشد ؟ درين انديشه بود كه جمعى از اولياى كبار حاضر آمدند و لباس قطبيت حاضر ساختند و گفتند : اى علامه ! بپوش ! شيخ به فور « 4 » برخاست و دربر گرفت ، و مشايخ رحمهم الله فاتحه خواندند ، و شيخ در مقام قطبيت منصوب گشت نه ماه قطب بود و در زمان قطبيت « 5 » تصرف اين بزرگوار در ملك و ملكوت زياده بر اقطاب « 6 » بود . روزى نشسته بود كه از رجال الغيب چهار تن حاضر شدند ، گفتند : اى علامه برخيز ! كه ترا از جماعت ما گردانيدند . شيخ گفت : درويش را اختيارى نيست . آن بود كه شيخ همان روز به رجال الغيب « 7 » همراه شد و غايب گشت كه كسى از مرگ او خبر ندارند . « 8 » بعضى چنين روايت كنند كه نعش مبارك شيخ رحمة الله عليه در گورستان بقيع است . اما قول اول اصح است « 9 » . و ليكن قبرى در گورستان بقيع به نام حضرت شيخ « 10 » بستهاند « 11 » از آنست كه بعضى مردم گمان « 12 » بردهاند كه استخوان حضرت شيخ قدس الله سره العزيز در گورستان بقيع است . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
--> ( 1 ) - ب : - و خوش ( 2 ) - ب : ماند ( 3 ) - ب : تشريف مىآورد ( 4 ) - ت : بالفور ( 5 ) - ب : - قطبيت ( 6 ) - ب : آفتاب ( 7 ) - ب : بر رجال الغيب ( 8 ) - ب : خبر نداد ( 9 ) - متن تق ، جميع نسخ : اما اصح قول اول است ( 10 ) - ت : - شيخ ( 11 ) - ت : بستن ( 12 ) - ت : گما بردهاند